ای که تو گریه برایم مهر بود
دوری از کسان مرا مرحم بود
سالیان تبر زدی به ریشه ام
تا که من مستانه نگاه شدم
کس مرا نمک به روی زخم دهد
دل من را به آتش پیوند دهد
دل من بود مرحم درد کس
اما آری لگد خورد ز هر کس و ناکس
بگو ای فلک به کی گله کنم
درد دل من را کجا خالی کنم
بگو ای مرگ کدام گور بروم
به کدام خدای دنیا بگریم
ای زمانه تو مرا درد و غمی
بانی اشک و گریستن من تو بوی
مرا مرحم نباشد فردا
مرا مرحم نباشد دوستان
چو که باشند مرا دوست و دشمن یکسان
مکن مرا دم دوستی
مکن مرا دم دلسوزی
که خدای من بود یار هستی